حرفهای شخصی بهروز پایگان ، اندیشه فولادوند و رضا یزدانی

در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۹۰

 

behrouz1

 

حرف های شخصی سومین track از آلبوم ساعت فراموشی رضا یزدانی

تنظیم: بهروز پایگان

شاعر: اندیشه فولادوند

با صدای: رضا یزدانی

یه سری حرف های شخصی
یه ترانه ی خصوصی
می نویسم رو پیانو
با یه خودنویس طوسی
یه قشون حس منظم
مثل یه ارتش محکم
پشت تو وایسادن اینجا
توی این طوسیِ مبهم
عصبی تر از همیشه
این روزا خیلی کلافم
روحمو میشکافم اینبار
تا یکی از نو ببافم !
ذهن خلاق حقیقت
با سلیقم نمیخونه
نوسان دارم و در من
همه چی رنگِ جنونه
من به سبکِ خودم اینبار
بیمه میشم تو ترانه
با همین حرف های شخصی که
ندارن عاشقانه !
از همیشه عاطفی تر
مستقل شدی تو از من
توی جسمم مُرد با تو
روحِ آخرین تهمتن
یه شناسنامه ی تازه
واسه ی خودم گرفتم
یه شناسنامه که قلبم
باید عادت کنه کم کم!
واسه من دیگه مهم نیست
کی کجای قصه جا شه
چه کسی بدون دعوت
پاش تو این ترانه وا شه !
دیگه یا زنگیه زنگی
یا که نه! رومیه رومی !
خسته ام ازین تعادل
این تعادلِ عمومـــی
من به سبکِ خودم اینبار
بیمه میشم تو ترانه
با همین حرف های شخصی که
ندارن عاشقانه !
من یه عمریه نشستم
به هوای یه نشونه
با یه مشت فکری که انگار
دوهزار سالشونه !
یه نشونه یا یه آدرس
که به سمت تو نباشه
کوهِ خاطرات با تو
یه دفعه از هم بپاشه
فاجعه خیلی عمیقه
درد تحت کنترل نیست
من دیگه اسمی ندارم
تو بهم میگی آنارشیست
اینارو میگم که شاید
درد دوری عادی تر شه
این ترانه ی خصوصی
یک کمی عمومی تر شه
من به سبکِ خودم اینبار
بیمه ام با این ترانه
با همین حرفها که گفتم
فارغ از هر عاشقانه

۶ دیدگاه

اسکار یا آرامش؟

در تاریخ ۱۸ دی ۱۳۹۰

you2

در کنج نهانخانه ی روان رنجورت

بین آدمکهای خاکستری آنجا

بین ساکنین فراموشگاه ذهنی علیل

یکی نا آرامیت می افزاید

و به رخ می کشد که اینمنم

اینمنم از بلایای طبیعی یوتوپیای توهماتت

برای تماشایت از بازار سیاه بلیط می خرند

وقتی درمیابی و حاشا میکنی که

اینمنم

۵ دیدگاه

بیمار فهمیده

در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۰

injectoon

خانومه بیمار که یعنی خیلی حالش بده! میاد میشینه و میگه:

آقای دکتر دیگه خسته شدم، بنویس یه آمپولی بهم بزنن که دیگه هیچی نفهمم.

می گم:

یعنی الآن خیلی می فهمین؟

میزنه زیر خنده…

۱۳ دیدگاه

شعری از صائب

در تاریخ ۲۰ دی ۱۳۸۹

saeb saeb1

ای دفتر حسن ترا، فهرست خط و خالها
تفصیلها پنهان شده، در پرده‌ی اجمالها

پیشانی عفو ترا، پرچین نسازد جرم ما
آیینه کی برهم خورد، از زشتی تمثالها؟

با عقل گشتم همسفر، یک کوچه راه از بیکسی
شد ریشه ریشه دامنم، از خار استدلالها

هر شب کواکب کم کنند، از روزی ما پاره‌ای
هر روز گردد تنگتر، سوراخ این غربالها

حیران اطوار خودم، درمانده‌ی کار خودم
هر لحظه دارم نیتی، چون قرعه‌ی رمالها

هر چند صائب می‌روم، سامان نومیدی کنم
زلفش به دستم می‌دهد، سررشته‌ی آمالها

۹ دیدگاه

موسیقی HIJO DELA LUNA

در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۸۹

نام این ترانه بسیار زیبا و شنیدنی hijo dela luna  است و آفریننده این اثر José María Cano می باشد و اولین بار توسط گروه اسپانیایی mecano و با صدای Ana torroja اجرا شده. البته این ترانه را هنرمندان زیادی اجرا کرده اند ولی اینجا شما اجرای آن را با صدای لونا Loona می شنوید که در سال ۱۹۹۹ بسیار مورد توجه قرار گرفت.

شعر این ترانه روایت افسانه ای است که در آن زنی کولی تمام شب از ماه، مردی کولی را به همسری طلب می کرد و در نهایت ماه به او وعده وصال آن مرد کولی پوست قهوه ای را می دهد ولی در مقابل اولین فرزند حاصل این وصلت را طلب می کند و زمانی که آن فرزند به دنیا می آید بر خلاف رنگ دارچینی پوست پدر، آن فرزند سراسر سپید (آلبینو) است و مرد به گمان اینکه زن دامن به خیانتی آلوده بی درنگ زن را می کشد. مرد نوزاد را به بالای کوهی برده و در کوهستان رها می کند و این همان است که ماه طلب کرده بود. پس ماه کودک را به آسمان و نزد خود می برد و اینگونه است که چون آن کودک شاد شود ماه به قرص کامل در آید و چون بگرید ماه چون گاهواره ای هلالی شود…

hijodelaluna[1]

HIJO DELA LUNA English Translation

A fool is he who doesn’t understand
a legend tells
that a gypsy woman
implored the moon
weeping, she begged till dawn
to marry a gypsy man
“you’ll have your brown-skin man”
spoke the full moon from the sky
“but in retun I want the
the first child
that you have with him,”
one who sacrifices her child
in order not to be alone
is not going
to love it very much
Moon you want to be mother
and you can’t find a love
who makes you a woman
Tell me, moon of silver
what you intend to do
with a child of flesh
ahhh, ahhh
Son of the Moon
From a cinnamon-skinned father a son
was born
white like an ermine’s belly
with gray eyes
instead of olive,
moon’s albino son
“Dam his appearence!
This is not a gypsy man’s son
and you won’t get away with this”
Moon you want to be mother
and you can’t find a love
who makes you a woman
Tell me, moon of silver
what you intend to do
with a child of flesh
ahhh, ahhh
Son of the Moon
the qypsy believing himself dishonored
went to his wife, knife in hand
“Whose son in this?
I am sure yu have decieved me!”
and he stabbed her to death
then he went to the mountain
with the child in his arms
and abandoned it there
Moon you want to be mother
and you can’t find a love
who makes you a woman
Tell me, moon of silver
what you intend to do
with a child of flesh
ahhh, ahhh
Son of the Moon
And on nights when the moon is full
it’s because the child is happy
and if the child cries
the moon will wane
to make him a cradle
and if the child cries
the moon will wane to make him a cradle

برای مشاهده متن اصلی اسپانیایی این ترانه به ادامه مطلب بروید

Read more »

۱۴ دیدگاه


نوشته های اینمنم در ایمیل شما

لطفا ایمیل خود را وارد کنید:

 

رتبه اینمنم در گوگل

 

آب و هوا

 

تقویم به روز رسانی نوشته ها

می 2012
ش ی د س چ پ ج
« Jan    
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031  
 

بهترینهای وب

abzarak.com